dna

تلفظ آنلاین

ACRONYMIDIOM

DNA /ˌdiː en ˈeɪ◂/ noun [uncountable]

deoxyribonucleic acid، شیمی: دزوکسی ریبونوکلئیک اسید
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
کامپیوتر: Distributed interNet Application Architecture، تراشه سازان به یک ماده‌ای نیاز دارند که سرعت سریعی داشته باشد. دی آن ا خیلی شبیه به یک سخت دیسک کامپیوتر می‌باشد که اطلاعات ثابت را ذخیره می‌کند.زیست شناسی: اسید دزوکسی ریبونوکلییک (ماده توارثی)

[TahlilGaran] Persian Dictionary

DNA /ˌdiː en ˈeɪ◂/ noun [uncountable]
(deoxyribonucleic acid) a substance that carries genetic information in the cells of the body:
A DNA test showed that he was not the baby's father.

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English

DNA
Deoxyribonucleic Acid - main constituent of the chromosomes of all organisms
The large university has spent a lot of money in the study of DNA.

[TahlilGaran] English Idioms Dictionary

DNA
Deoxyribonucleic Acid 
Did Not Attack (Dana Carvey) 
Did Not Attend 
Do Not Abbreviate 
Do Not Ask

[TahlilGaran] Acronyms and Abbreviations Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.