dutied

dutied adjective. ['dju:tɪd] US.

duty :
وظیفه، خدمت؛ عوارض، مالیات
تکلیف، فرض، کار، ماموریت، نگهبان، گماشت، (درجمع) عوارض گمرکی، عوارض، معماری: کار، حقوقی: وظیفه، بازرگانی: حق، نظامی: خدمت نگهبانی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
dutied adjective. ['dju:tɪd] US. L18.
[from DUTY + -ED2.]
Dutiable.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.