engrained

دارای خوی دیرینه، فاسدشده، چاره ناپذیر، پینه خورده
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
engrained adjective
  1. engrained (in somebody/something) (of a habit, an attitude, etc.) that has existed for a long time and is therefore difficult to change
  2. (of dirt) under the surface of something and therefore difficult to get rid of

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.