fastly

fastly adverb. ['fɑ:stli] Now arch. rare.

fast :
با سرعت؛ سریع
تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، فورا، روزه گرفتن، سطح لغزنده یا سفت، پایدار، باوفا، ورزش: مسیر خشک و سفت اسب دوانی، سطح صیقیلی مسیر بولینگ
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
fastly adverb. ['fɑ:stli] Now arch. rare. OE.
[from FAST adjective + -LY2.]
= FAST adverb.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.