favoring

/'feıvərıŋ/

favor :
لطف
همراهی، آلتفات، توجه، مساعدت، مرحمت کردن، نیکی کردن، طرفداری کردن، حقوقی: همراهی یا طرفداری کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
favoring
[adjective]
Synonyms: good, advantageous, benefic, beneficial, brave, favorable, helpful, propitious, toward, useful

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.