fetters

fetters /ˈfetəz $ -ərz/ noun [plural]

fetter :
بخو، پابند، قید، مانع، مقید کردن، در زیر غل وزنجیر آوردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
fetters /ˈfetəz $ -ərz/ noun [plural] literary
[Language: Old English; Origin: feter; related to foot1]

1. the things that prevent someone from being free Synonym : constraints
fetters of
breaking the fetters of convention

2. chains that were put around a prisoner’s feet in past times

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.