flyblow

تلفظ آنلاین

Irregular Forms: (flyblew)(flyblown)

تخم مگس، نوزاد حشرات ومگس، (در مورد مگس) تخم گذاشتن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
fly·blow (flīblō)
n.
The egg or larva of a blowfly, usually deposited on meat.
tr.v. fly·blew, (-bl) fly·blown, (-blōn) fly·blow·ing, fly·blows
To deposit flyblows on.
To contaminate; taint.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.