free living

خوش گذران، عیاش، تسلیم هوای نفس، بی بند وبار
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
پزشکی: آزادزی

[TahlilGaran] Persian Dictionary

free-liv·ing (frēlĭvĭng)
adj.
Given to self-indulgence.
Biology.
Living independently of another organism; not part of a parasitic or symbiotic relationship.
Moving independently; not sessile.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.