freestanding

تلفظ آنلاین

freestanding /ˌfriːˈstændɪŋ◂/ adjective

(بنای) ساده، بی آلایش، بی پیرایه، بی زیور
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
freestanding /ˌfriːˈstændɪŋ◂/ adjective

1. not fixed to a frame, wall, or other support:
a freestanding bookcase

2. able to exist on its own and not as part of something bigger:
The modules can be offered as freestanding courses.

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.