freewheel

تلفظ آنلاین

freewheel /ˌfriːˈwiːl/ verb [intransitive]

آزاد زندگی کردن، با آزادی حرکت و جنبش کردن، با آزادگی زیستن، با دنده خلاص رفتن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
freewheel /ˌfriːˈwiːl/ verb [intransitive]
to ride a bicycle or drive a vehicle down a hill, without using power from your legs or the engine

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.