gewgaw

تلفظ آنلاین

gewgaw noun & adjective. ['gju::]

بازیچه، چیز قشنگ بی مصرف، چیز جزئی، چیز ناقابل
بازیچه، اشیاء قشنگ بی مصرف
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
gewgaw
[noun]
Synonyms: knickknack, bauble, bibelot, curio, gimcrack, novelty, objet d'art, trifle, trinket, whatnot

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

gewgaw noun
  1. an object that attracts attention but has no value or use

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.