gooding

gooding verbal noun. ['gʊdɪŋ]

good :
خوب؛ لطف
نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابی، خیر، سود، (جمع) مال آلتجاره، (جمع) مال منقول، محموله، موجه، فایده، حقوقی: (جمع) اجناس، بازرگانی: جنس، ورزش: مسیر خاکی مرطوب و محکم
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
gooding verbal noun. ['gʊdɪŋ] L15.
[from GOOD verb + -ING1. Sense 2 prob. from GOOD noun.]
1. The action of improving something (esp. land by manuring); manure. obsolete exc. Scot. L15.

2. Orig., the practice of begging. Now only local, the custom of collecting alms on St Thomas's Day (21 December). M16.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.