groining

groining noun. ['grɔɪnɪŋ]

groin :
کشاله ران، بیخ ران، (درمعماری) محل تلاقی دو طاق، دوطاقه کردن، مثل خوک فریادکردن، غرولند کردن، معماری: کرانه دار
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
groining noun. ['grɔɪnɪŋ] M17.
[from GROIN noun2 or verb2: see -ING1.]
Architecture. A groin or an arrangement of groins; groined work.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.