hardware ●●●●○

تلفظ آنلاین

Oxford CEFR | B1

hardware /ˈhɑːdweə $ ˈhɑːrdwer/ noun [uncountable]

سخت افزار
آهن آلات، سخت ابزار، دستگاههای اصلی، مهندسی: فلز آلات، کامپیوتر: سخت افزار، عمران: سخت افزار، معماری: ابزار، بازرگانی: سخت افزار، علوم هوایی: سخت افزار، نظامی: آهن آلات، ابزار آلات
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: سخت افزار، کامپیوتر: سخت افزار، تجارت خارجی: آهن آلات، فلزالات، مهندسی: سخت افزار، کامپیوتر، : بازرگانی: سخت افزار، هواپیمایی: آهن آلات، ابزار، معماری: سخت ابزار، دستگاههای اصلی، آهن آلات ابزارالات، نظامی: سخت افزار [عمران]کامپیوتر: سخت افزارکامپیوتر: سخت افزار

[TahlilGaran] Persian Dictionary

hardware /ˈhɑːdweə $ ˈhɑːrdwer/ noun [uncountable]

1. computer machinery and equipment, as opposed to the programs that make computers work ⇒ software

2. equipment and tools for your home and garden

3. the machinery and equipment that is needed to do something:
tanks and other military hardware

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English

hardware
noun
I. of a computer
ADJ. computer
QUANT. piece The laptop drawing tablet is a very useful piece of hardware.
VERB + HARDWARE design, develop | provide, supply supplying computer hardware to business
HARDWARE + NOUN component, device, product | environment, platform, system This application runs on a wide variety of hardware platforms.
configuration | design, development | company, manufacturer, supplier, vendor
 ⇒ Special page at COMPUTER

[TahlilGaran] Collocations Dictionary

hardware
II. heavy machinery/weapons
ADJ. military firms selling military hardware

[TahlilGaran] Collocations Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.