hunnish

Hunnish adjective. ['hʌnɪʃ]

وابسته به هونها، دارای خوی ویران سازی و غارت گری
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
hunnish
[adjective]
Synonyms: barbarian, barbarous, Gothic, Hunnic, rude, savage, uncivil, uncivilized, uncultivated, wild

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

Hunnish adjective. ['hʌnɪʃ] M17.
[from HUN + -ISH1.]
Of, pertaining to, or resembling the Huns; wantonly destructive.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.