hurting

تلفظ آنلاین

/'hə:tıŋ/

hurt :
صدمه دیدن، احساس درد داشتن
صدمه زدن، آسیب، آزار رساندن، آسیب زدن، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آزار، زیان، صدمه، حقوقی: مصدوم، اذیت
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
hurting
[adjective]
Synonyms: painful, aching, afflictive, algetic, hurtful, sore

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.