husbanding

husband :
شوهر
شوهردادن، جفت کردن، شوی، کشاورز، گیاه پرطاقت، شخم زدن، کاشتن، باغبانی کردن، حقوقی: زوج
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
husbanding
[noun]
Synonyms: conservation, conservancy, preserval, preservation, salvation, saving
Antonyms: squandering

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.