hustling

تلفظ آنلاین

/'hʌsəlıŋ/

hustle :
هل دادن، فشار دادن، تکان دادن، به زور وادار کردن، پیش بردن، فریفتن، گول زدن، تکان، شتاب، عجله، فشار، زور، ورزش: بازی هشیارانه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
hustling
[adjective]
Synonyms: bustling, busy, fussy, hopping, humming, lively, popping

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.