hydro

تلفظ آنلاین

hydro- /haɪdrəʊ, -drə $ -droʊ, -drə/ prefix

(hydr) پیشوندهایی بمعنی ابدار و ابزی، (انگلیسی بریتانیایی). هتل یامهمانخانه ای که مجاور آب معدنی ساخته می شود، نیروی محرکه آب
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
hydro
[noun]
Synonyms: spa, baths, springs, watering place, wells

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

hydro- /haɪdrəʊ, -drə $ -droʊ, -drə/ prefix
[Language: Old French; Origin: Latin, from Greek, from hydor 'water']

1. relating to water, or using water:
hydroelectricity (=produced by water power)
hydrotherapy (=treatment of disease using water)

2. relating to hydrogen, or containing it:
hydrocarbons

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.