ignited

تلفظ آنلاین

/ıg'naıtıd/

ignite :
محترق کردن یا شدن، آتش کردن، آتش زدن، روشن کردن، گیراندن، آتش گرفتن، مشتعل شدن، مهندسی: مشتعل کردن یا شدن، نظامی: محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
ignited
[adjective]
Synonyms: burning, ablaze, afire, aflame, alight, blazing, fiery, flaming, flaring, lighted

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.