immingle

تلفظ آنلاین

immingle verb trans. [ɪ'mɪŋg(ǝ)l]

درهم آمیختن، به هم آمیختن، مخلوط کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
immingle
[verb]
Synonyms: mix, blend, comingle, commingle, commix, immix, interblend, intermingle, intermix, meld

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

immingle verb trans. [ɪ'mɪŋg(ǝ)l] E17.
[from IM-1 + MINGLE verb.]
Mingle, blend.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.