internment

تلفظ آنلاین

internment /ɪnˈtɜːnmənt $ -ɜːr-/ noun

نگهداری، بازداشت، نگاهداری، توقیف، حقوقی: intern، نظامی: توقیف کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
internment /ɪnˈtɜːnmənt $ -ɜːr-/ noun
[Date: 1800-1900; Origin: intern1]
[uncountable] the practice of keeping people in prison during a war or for political reasons, without charging them with a crime ⇒ intern:
an internment camp

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.