interposition

تلفظ آنلاین

interposition noun. [ɪntǝpǝ'zɪʃ(ǝ)n]

پا میان گذاری، مداخله، چیزی که در میان چیزهای دیگر گذارند، وساطت، دخالت، میانه گیری
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
interposition noun. [ɪntǝpǝ'zɪʃ(ǝ)n] LME.
[Old & mod. French, or Latin interpositio(n-), from interposit- pa. ppl stem of interponere: see INTERPONE, -ION.]
1. The action or an act of placing oneself or something between; the fact or condition of being placed between. LME.

2. The action or an act of interfering in a matter; (an) intervention. LME.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.