ironed

تلفظ آنلاین

ironed adjective. ['ʌɪǝnd]

iron :
آهن
آهن پوش کردن، اطو، اتو کردن، اتو زدن، مهندسی: آهن، شیمی: آهن، ورزش: چوب سر باریک آهنی گلف، علوم هوایی: آهن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
ironed adjective. ['ʌɪǝnd] ME.
[from IRON noun, verb: see -ED2, -ED1.]
1. Made of iron. Only in ME.

2. That has been ironed; spec. (a) fitted, furnished, covered, armed, or strengthened with iron; (b) put in irons; fettered. LME.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.