jumped

تلفظ آنلاین

jumped ppl adjective. [dʒʌmpt]

jump :
بالا پریدن
جهیدن، جستن، پریدن، خیز زدن، جور درآمدن، وفق دادن، پراندن، جهاندن، پرش، جهش، افزایش ناگهانی، ترقی، کامپیوتر: پریدن، عمران: پرش، ورزش: پرش به هوا با هر دو پا، حمله شمشیرباز با پرش به هوا، پرش اسب از مانع، نظامی: زاویه پرش لوله توپ، تغییر مسیر دادن و منحرف شدن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
jumped ppl adjective. [dʒʌmpt] M19.
[from JUMP verb + -ED1.]
That has jumped; spec. (a) (foll. by up) newly or suddenly risen in status or importance; conceited, presumptuously arrogant. (b) sautéed.
A. Burgess He was wealthy but in the manner of the jumped-up working class, unhealthily frugal.
M. Flanagan He was clearly pleased with himself and very jumped-up about the show.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.