keeling

تلفظ آنلاین

keeling noun. ['ki:lɪŋ]

keel :
پاه تخته، ستون فقرات (کشتی)، کیل ناو، وارونه شدن یا کردن خط کف ناو، تیر ته کشتی، حمال کشتی، صفحات آهن ته کشتی، وارونه کردن (کشتی)، وارونه شدن، کشتی زغال کش، عوارض بندری، خنک کردن، مانع سررفتن دیگ شدن، خنک شدن، ، (با) overواژگون شدن، افتادن، نجوم: جوء جوء، ورزش: تیر اصلی کف قایق، نظامی: ستون عرضی مرکزی ناو، علوم دریایی: ستون فقرات
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
keeling noun. ['ki:lɪŋ] L19.
[from KEEL noun1 + -ING1.]
The material or make of a ship's keel.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.