keel :پاه تخته، ستون فقرات (کشتی)، کیل ناو، وارونه شدن یا کردن خط کف ناو، تیر ته کشتی، حمال کشتی، صفحات آهن ته کشتی، وارونه کردن (کشتی)، وارونه شدن، کشتی زغال کش، عوارض بندری، خنک کردن، مانع سررفتن دیگ شدن، خنک شدن، ، (با) overواژگون شدن، افتادن، نجوم: جوء جوء، ورزش: تیر اصلی کف قایق، نظامی: ستون عرضی مرکزی ناو، علوم دریایی: ستون فقرات