laid

تلفظ آنلاین

laid /leɪd/

Irregular Forms: ⇒ {lay}

lay :
قرار دادن
کار گذاشتن، نصب کردن، طرح کردن، کشیدن، آماده شدن، راه (نخ در پارچه)، وضع کردن مالیات، غیر حرفه ای، عامی، گذاشتن، طرح کردن، مطرح کردن، روانه کردن، نشانه رفتن، قرار دادن، خواباندن، دفن کردن، تخم گذاردن، داستان منظوم، آهنگ ملودی، الحان
غیر متخصص، ناویژه کار، خارج از سلک روحانیت، غیر روحانی، مهندسی: راه، حقوقی: توطئه چیدن، نظامی: نشانه روی جنگ افزار به هدف، روانه کردن لوله توپ یا تفنگ، کاشتن مین، علوم دریایی: خواب طناب
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
laid /leɪd/
the past tense and past participle of lay

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.