lay :قرار دادن
کار گذاشتن، نصب کردن، طرح کردن، کشیدن، آماده شدن، راه (نخ در پارچه)، وضع کردن مالیات، غیر حرفه ای، عامی، گذاشتن، طرح کردن، مطرح کردن، روانه کردن، نشانه رفتن، قرار دادن، خواباندن، دفن کردن، تخم گذاردن، داستان منظوم، آهنگ ملودی، الحان
غیر متخصص، ناویژه کار، خارج از سلک روحانیت، غیر روحانی، مهندسی: راه، حقوقی: توطئه چیدن، نظامی: نشانه روی جنگ افزار به هدف، روانه کردن لوله توپ یا تفنگ، کاشتن مین، علوم دریایی: خواب طناب