lashings

lashings /ˈlæʃ.ɪŋz/

بارپیچها، اتصالات، نظامی: نوارهای بارپیچی طنابها
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
lashings
[noun plural]
Synonyms: much, barrel, lot, lump, mass, mess, mountain, peck, power, sight

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

lashings /ˈlæʃ.ɪŋz/
plural noun UK OLD-FASHIONED OR HUMOROUS
a lot of food or drink:
scones with lashings of cream
lashings of ginger beer

[TahlilGaran] Advanced Learner's Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.