lead time

تلفظ آنلاین

IDIOM

lead time /ˈliːd taɪm/ noun [uncountable]

زمان انجام کار، زمان انجام سفارش، زمان پیشگیری، بازرگانی: مدت زمان بین دادن سفارش و دریافت کالای مربوطه، نظامی: زمان پیش افت
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: زمان انتظار تا رسیدن محمله سفارش داده شده (LT)، زمان تدارکبازرگانی: مدت زمان بین دادن سفارش و دریافت کالای مربوطه، زمان انجام کار

lead time (lt)

تولید: زمان انتظار تا رسیدن محموله سفارش داده شده

[TahlilGaran] Persian Dictionary

lead time /ˈliːd taɪm/ noun [uncountable]
the time that it takes to make or produce something

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English

lead time
the time available to prepare for an event or put a product on the market to sell
The lead time to get a book published is very long.

[TahlilGaran] English Idioms Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.