lineaments

lineament :
نشان ویژه، سیما، طرح بندی، خطوط چهره، صفات مشخصه، مهندسی: طرح بندی صورت بندی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
lineaments
[plural noun]
features, countenance, face, physiognomy

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

lineaments noun
  1. the typical features of something
    • ● Her actions were marked with the lineaments of her character.

    Definitions on the go

    Look up any word in the dictionary offline, anytime, anywhere with the Oxford Advanced Learner’s Dictionary app.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.