littering

تلفظ آنلاین

littering noun. ['lɪt(ǝ)rɪŋ]

litter :
آشغال، زباله
آشغال پاشیدن، تخته پهن، چیزهای غیر ضروری، تخت روان، کجاوه، محمل، وسیله حمل مجروحین، برانکاردی که بیماران را با آن حمل می کنند، نوزادانی که در یک وهله زاییده شوند، زایمان، ریخته و پاشیده، زاییدن، زیست شناسی: برگریخت، نظامی: برانکارد
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
littering noun. ['lɪt(ǝ)rɪŋ] LME.
[from LITTER noun or verb + -ING1.]
1. The straw of an animal's bed; a layer of this. LME.

2. The action of LITTER verb. M16.
b. The action of throwing or dropping litter. M20.

3. collect. Odds and ends scattered about. L19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.