loading

تلفظ آنلاین

loading noun. ['lǝʊdɪŋ]

ظرفیت، بارگیری کردن، سوارشدن به خودرو یا هواپیما، بارگیری مهمات در هواپیما، خرج گذاری کردن سلاح، بارگذاری، بار (در تحلیل عاملها)، بارکنش، بارگیری، بار، محموله، آمیختن مواد خارجی به شراب، عمران: بارگیری، معماری: بار گذاری، شیمی: بارگذاری، روانشناسی: بار، بازرگانی: ظرفیت بارگیری، علوم هوایی: بارگیری، نظامی: پر کردن سلاح
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
کامپیوتر: بارگذاری

[TahlilGaran] Persian Dictionary

loading noun
  1. (Australian English, New Zealand English) extra money that somebody is paid for their job because they have special skills or qualifications
    • ● A salary loading may be paid to teaching staff.

    Want to learn more?

    Find out which words work together and produce more natural sounding English with the Collocations: app.

  2. an extra amount of money that you must pay in addition to the usual price
    • ● The 2% loading for using the card abroad has been removed.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.