ظرفیت، بارگیری کردن، سوارشدن به خودرو یا هواپیما، بارگیری مهمات در هواپیما، خرج گذاری کردن سلاح، بارگذاری، بار (در تحلیل عاملها)، بارکنش، بارگیری، بار، محموله، آمیختن مواد خارجی به شراب، عمران: بارگیری، معماری: بار گذاری، شیمی: بارگذاری، روانشناسی: بار، بازرگانی: ظرفیت بارگیری، علوم هوایی: بارگیری، نظامی: پر کردن سلاح