lumped

تلفظ آنلاین

lumped adjective. [lʌmpt]

lump :
غده، توده
قلنبه، کلوخه، گره، تکه، آدم تن لش، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن، مهندسی: برآمدگی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
lumped adjective. [lʌmpt] LME.
[from LUMP noun1, verb3: see -ED2, -ED1.]
1. Made, shaped, or raised into a lump. LME.

2. Electricity. (Containing impedances or circuit elements) localized at a particular point or points, rather than distributed uniformly throughout part of a circuit. E20.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.