machinal

machinal adjective. ['makɪn(ǝ)l] Now arch. rare.

machine :
ماشین
دستگاه، ماشین کردن، با ماشین رفتن، براده برداشتن، تراشیدن، تراشکاری کردن، صیقل کردن، مهندسی: دستگاه، کامپیوتر: ماشین، نظامی: شیار انداختن روی فلز
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
machinal adjective. ['makɪn(ǝ)l] Now arch. rare. L17.
[Latin machinalis, from machina MACHINE noun: see -AL1.]
Of or pertaining to a machine or machines; mechanical.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.