majorly

تلفظ آنلاین

INFORMAL

majorly /ˈmeɪdʒəli $ -ər-/ adverb [+ adjective/adverb]

major :
عمده، بزرگ، مهم
رشته اصلی، اصلی، اکبر، بزرگتر، بیشتر، اعظم، کبیر، طویل، ارشد، سرگرد، بالغ، مهاد، متخصص شدن، حقوقی: کبیر، شیمی: مهاد، روانشناسی: عمده، بازرگانی: مهم، علوم هوایی: اصلی، نظامی: سرگرد ارتش، مهم، یاور (درجه سرگردی قدیم)، ورزش: 5دقیقه اخراج بازیگر خطاکار
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
majorly /ˈmeɪdʒəli $ -ər-/ adverb [+ adjective/adverb] informal
extremely:
I was majorly upset, as you can imagine.

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.