measurely

measurely adverb. ['mɛʒǝli] Long rare.

measure :
اندازه گیری کردن
قدر، حد، بخش یاب، اندازه گرفتن، سنجیدن، بخش کردن، میزان کردن، طی کردن، پیمودن، مقایسه کردن، سنجش، تعدیل کردن، تدبیر، راه حلها، اندازه گیری کردن، اقدام پیشگیری، عمل کردن، روش، مقیاس، واحد، میزان، حد، پایه، درجه، اقدام، (شعر) وزن شعر، بحر، اندازه گرفتن، پیمانه کردن، سنجیدن، درآمدن، اندازه نشان دادن، اندازه داشتن، مهندسی: اندازه گیری، معماری: اندازه، حقوقی: سنجیدن، روانشناسی: اندازه گیری کردن، علوم هوایی: سنجش، نظامی: مقررات
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
measurely adverb. ['mɛʒǝli] Long rare. LME.
[from MEASURE noun + -LY2.]
Moderately.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.