mouthing

/'mauðıŋ/

mouth :
دهان
دهانه، مدخل، بیان، صحبت، گفتن، دهنه زدن، در دهان گذاشتن، ادا و اصول درآوردن، مهندسی: دهانه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
mouthing
[noun]
Synonyms: face, grimace, moue, mouth, mow, mug

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

mouth·ing (mouthĭng)
n.
A bombastic or empty phrase or speech. Often used in the plural:
mouthings about sin and morality.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.