mucking

تلفظ آنلاین

/'mʌkıŋ/

muck :
کودتازه، سرگین، کثافت، پول، آلوده کردن، خراب کردن، زحمت کشیدن، عمران: لجن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
mucking
[adjective]
Synonyms: damned, blamed, blasted, bleeding, blinking, *bloody, damnable, dang, *goddamn, infernal

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.