muffed

تلفظ آنلاین

muffed adjective. [mʌft]

muff :
دست پوش، دست گرم کن، بدبازیکن، ناشی، خیطی بالا آوردن، ورزش: ناتوانی در گرفتن توپ، علوم هوایی: مبدل حرارتی اگزوز که از گرمای گازهای خروجی برای گرم کردن کابین هواپیما استفاده می کند
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
muffed adjective. [mʌft] E19.
[from MUFF noun2 + -ED2.]
Provided with or having a muff; spec. (of a bird) having a tuft of feathers on the head, neck, or legs.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.