organal

organal adjective. ['ɔ:g(ǝ)n(ǝ)l] rare.

organ :
اندام
ارگ، ارغنون، عضو، اندام، آلت، وسیله، ارگان، روانشناسی: اندام، زیست شناسی: اندام
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
organal adjective. ['ɔ:g(ǝ)n(ǝ)l] rare. E16.
[Old French, from Latin organum: see ORGAN noun1, -AL1.]
1. organal vein, the jugular vein. Only in E16.

2. Of or pertaining to a musical organ. Only in M17.

3. Medieval Music. Of or pertaining to (the) organum. E20.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.