overbalancing

تلفظ آنلاین

overbalance :
سنگین تر بودن از، چربیدن بر، چیز نامساوی
بیشی، افزونی، زیادتی، زیادی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
overbalancing
[adjective]
Synonyms: dominant, ascendant, master, outweighing, overbearing, paramount, predominant, preponderant, regnant, sovereign

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.