piggy back

IDIOM
کیسه مهمات، کیسه حمل بار، نظامی: توپ محمول
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
piggy back
adj. or adv. Sitting or being carried on the shoulders.
Little John loved to go for a piggy-back ride on his father's shoulders.
When Mary sprained her ankle, John carried her piggy-back to the doctor.

[TahlilGaran] English Idioms Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.