pixie

تلفظ آنلاین

pixie , pixy /ˈpɪksi/ noun [countable]

(pixy) پری، پریزادی که در ماهتاب میرقصد، آدم بازیگوش و خطرناک، بچه شیطان
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
pixie
[noun]
Synonyms: elf, brownie, fairy, sprite

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

pixie , pixy /ˈpɪksi/ noun [countable]
an imaginary creature that looks like a very small human being, has magical powers, and likes to play tricks on people

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.