policier

تلفظ آنلاین

policier noun. [pɔlisje] Pl. pronounced same.

policy :
خط مشی
مسلک، رویه، سیاست، سیاستمداری، مصلحت اندیشی، کاردانی، بیمه نامه، ورقه بیمه، سند معلق به انجام شرطی، اداره یا حکومت کردن، حقوقی: تدبیر، روانشناسی: خط مشی، بازرگانی: بیمه نامه، خط مشی، سیاست، نظامی: روش، تدبیر
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
policier noun. [pɔlisje] Pl. pronounced same. L20.
[French, lit. 'detective novel'.]
A film based on a police novel.

Cf. also earlier roman policier s.v. ROMAN noun3.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.