prismatic

تلفظ آنلاین

prismatic /prɪzˈmætɪk/ adjective

درخشان، شب نما، منشوری، نظامی: قطب نمای آینه دار
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: منشوری، خطی، انتقالی، شیاری

[TahlilGaran] Persian Dictionary

prismatic /prɪzˈmætɪk/ adjective

1. using or containing a prism:
a prismatic compass

2. a prismatic colour is very clear and bright

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.