rackle

rackle adjective. ['rak(ǝ)l] obsolete exc. Scot. & north. Also raukle ['rɔ:k(ǝ)l].

کله شق، صدای در زدن، تق تق کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
rackle adjective. ['rak(ǝ)l] obsolete exc. Scot. & north. Also raukle ['rɔ:k(ǝ)l]. ME.
[Origin unkn.]
Hasty, impetuous, headstrong; rough, coarse; Scot. strong, vigorous.

rackleness noun LME.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.