
regards
regards /rɪˈgɑːdz/ $ /-ˈgɑːrdz/
regard :(به عنوان ...) تلقی کردن، محسوب کردن، در نظر گرفتن (معمولا به صورت مجهول به کار برده می شود)
مبالات، باب، مراعات، رعایت، توجه، درود، سلام، بابت، باره، نظر، ملاحظه کردن، اعتنا کردن، راجع بودن، وابسته بودن، نگریستن، نگاه کردن، احترام، حقوقی: نسبت، بازرگانی: ملاحظه
regards[plural noun]
good wishes, best wishes, compliments, greetings, respects
[TahlilGaran] English Synonym Dictionary ▲