rigging

تلفظ آنلاین

rigging /ˈrɪɡɪŋ/ noun [uncountable]

باربندیها، وسایل باربندی، مجموع طناب و بادبانهای کشتی، اسباب، ورزش: طنابهای نگهدارنده دکل، نظامی: بکسلهای ناو
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
rigging
[noun]
Synonyms: clothes, apparel, attire, attirement, clothing, dress, duds, raiment, things, togs

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

rigging /ˈrɪɡɪŋ/ noun [uncountable]
all the ropes, posts, and chains that hold up a ship’s sails

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.