ripened

تلفظ آنلاین

/'raıpənd/

ripen :
رسیده کردن یاشدن، عمل آمدن، کامل شدن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
ripened
[adjective]
Synonyms: mature, adult, full-blown, full-fledged, full-grown, grown, grown-up, matured, ripe, aged, mellow
Antonyms: unripened

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.