robot ●●●●○

تلفظ آنلاین

Oxford CEFR | B1

robot /ˈrəʊbɒt $ ˈroʊbɑːt, -bət/ noun [countable]

روبات
آدم مکانیکی، آدم مصنوعی، آدم واره، آدمک، آدم ماشینی، دستگاه خودکار، کامپیوتر: آدم ماشینی، روانشناسی: آدم مصنوعی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: روبات
یک بازوی قابل برنامه ریزی و چند کاره که برای جابجا کردن مواد، قطعات و یا وسایل خاص است که از طریق حرکتهای برنامه ریزی شده برای انجام فعالیت های گوناگون طراحی شده استمهندسی: روبوت، آدم مکانیکی، دستگاه خودکار، آدم مصنوعی، آدم ماشینی، کامپیوتر: آدم واره، آدم مصنوعی، روانشناسی: آدمک، آدم مصنوعی، آدم ماشینی، دستگاه خودکارکامپیوتر: ربات، ماشین، آدم ماشینی

[TahlilGaran] Persian Dictionary

robot
[noun]
Synonyms: machine, android, automaton, mechanical man
Related Words: golem

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

robot /ˈrəʊbɒt $ ˈroʊbɑːt, -bət/ noun [countable]
[Date: 1900-2000; Language: Czech; Origin: robota 'work']
a machine that can move and do some of the work of a person, and is usually controlled by a computer:
cars built by robots

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.